راز سخن

شمارهٔ ۶۰۸

السلام علیک، یا سندی

السلام علیک، یا سندی
«انتموا سیدی و مستندی »
در تو دل عاشقست و حیرانست
«قد تحیرت فیک، خذ بیدی »
از ازل در تو مست و حیرانند
جمله جانها، که شاهد ابدی
گرچه دل خرده دان و زیرک بود
گنگ شد پیش صدمت صمدی
همه ذرات شاهدند که تو
شاهد جان و واهب خردی
هله! ای منکر طریقت عشق
عاشقان زبده اند و تو زبدی
منکر راه شیر مردانی
سگ به از تو، اگر درین عددی
گفت حق: «صد عن سبیل الله »
تو ازان زمره ای، ازان صددی
قاسمی در فنای محض رسید
از تجلی حضرت احدی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.