شمارهٔ ۹۰ - خطاب به میرزا فضل الله علی آبادی مستوفی خاقان
در حینی که در رکاب نواب مستطاب شاهزاده والاتبار به طهران میآمد
در حینی که در رکاب نواب مستطاب شاهزاده والاتبار به طهران میآمد
مکتوب مرغوب شما بعد از هزار یاس و حرمان، دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ببارد.
این که نوشته بودید که خوب پر کرده اید تا چطور خالی کنید؛ جواب این است که: ما بسیار از این خوب ها پر کرده ایم و باقتضای آنجا هر طور خالی شود خواه توب مهلک باشد و یا تیر مضحک، خالی از شعف دوستان و تلف دشمنان نخواهد بود. تو گرو بردی اگر جفت و اگر طاق آید.
دیگر نوشته بودید زود بیا که اگر زود بیائی دیر است. جوابی در این باب جز شعر عنتره عبسی ندارم.
و لقد شفی نفسی و ابرء سقمها
قیل الفوارس و یک عنتر اقدم
یدعون عنتر و الرماح کانها
اشطان بئرفی لبان الادهم
چون زمان ملاقات نزدیک است زیاده زحمتی نمیتوان داد. والسلام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.