راز سخن

شمارهٔ ۲۰ - قطعه تقاضایی بره

«رهی را، هست عرضی بر جنابت

«رهی را، هست عرضی بر جنابت
که بالاتر ازین زرین قباب است»
«برای بره موعود دیروز
دلش در آتش حسرت کباب است»
«نمی‌داند تمنای وصالش
درین ایام تعجیل و شتاب است»
«پس از یک سال می‌باید رسیدن
که گویا این حمل آن آفتاب است»

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.