شمارهٔ ۱۲۰
صاحبا ای که در مدایح تو
صاحبا ای که در مدایح تو
گوی سبقت ربودم از اشباه
دل نمودم به خدمت تو یکی
پشت کردم به حضرت تو دو تاه
تا برآلاییم ز جود به سیم
تا برافرازیم ز مهر به ماه
هفتهای می رودکه چشم امید
از توام مانده همچنان در راه
باد عمرت دراز گر ز کرم
چون زبان قصهام کنی کوتاه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.