شمارهٔ ۱۱۰
خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
بر در دوست نشینیم و مرادی طلبیم
بهر راه حرم وصل بیا تا برویم
به گدائی به در تقوی و زادی طلبیم
اشک آلوده ما گرچه روانست ولی
به رسالت بر او پاک نهادی طلبیم
لذت داغ غمت بر دل او باد حرام
اگر از جور غم هجر تو دادی طلبیم
صبر بر حکم الهی چه کنیم ار نکنیم
از خدا در غم تو خاطر شادی طلبیم
از پی آن که مگر قابل وصل تو شدیم
از ره تقوی و پرهیز رشادی طلبیم
جرم ما شد سبب بستن این در ای فیض
خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.