غزل شمارهٔ ۶۷
بیمار زارم انت الطبیب
بیمار زارم انت الطبیب
درد تو دارم انت الحبیب
از تست دردم گرد تو گردم
درمان من کن انت الطبیب
بر تو عیانست سوز نهانم
بر سر و اعلان انت الرقیب
هر سو کنم رو باشی تو آن سو
با هر من و او انت القریب
آمد رهی شیء للهی
بهر بهی انت المجیب
آمد بر تو خاک در تو
باجرم بی حد انت الحسیب
هم چشم گریان هم دل پشیمان
ترسان و لرزان انت المهیب
فیضست و عجزی بر درگه تو
یا قابل التوب یا استثیب
اغفر ذنوبی و استر عیوبی
انی انیب یا مستجیب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.