راز سخن

شمارهٔ ۲۶

حسرت غم دیرینه دوا نتوانست

حسرت غم دیرینه دوا نتوانست
غم نیز به عهد خود وفا نتوانست
جز زلف بتان که سایه‌اش کم نشود
کس فکر پریشانی ما نتوانست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.