شمارهٔ ۱۵
آیینة هر لاله عذارست دل ما
آیینة هر لاله عذارست دل ما
خوش در بدر از جلوة یارست دل ما
یکرنگی صد رنگ مخالف چه بلایی است
هر جا صنمی، آینهدارست دل ما
دایم به امیدی که کمین کرده تو باشی
هر جا که بود دام، شکارست دل ما
گر عشق نباشد که کند تربیت حسن؟
هر جا که تویی باغ و بهارست دل ما
در گرد حوادث مژه تا باز گشودیم
آیینة در زیر غبارست دل ما
برخاستی از خواب تماشای صفایی
در عهد رخت آینهدارست دل ما
گر جای غم و درد درین خانه نباشد
فیّاض دگر بهر چه کارست دل ما؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.