راز سخن

شمارهٔ ۲۸ - در جواب هجویه نادم

واله جلوه مستانه حسرت نادم

واله جلوه مستانه حسرت نادم
یا‌رب از خلد تو مردود چو کوثر نشوم
خاک پای طلبی می‌رسدم گر گویم
گر توام سر ندهی لایق افسر نشوم
شمع بزم ادبی ور نبود پرتو تو
همچو ظلمتکده کفر منور نشوم
دوش گفتند به هجوم قلمت رنجه شده‌ست
شبم از لمعه خورشید مکدر نشوم
من که از مدح تو فربه نشدم روز نخست
سزد امروز گر از هجو تو لاغر نشوم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.