شمارهٔ ۲۰۴
ساقی به سودا جام رو کن
ساقی به سودا جام رو کن
تسخیر ولایت سبو کن
بی گل چو حباب خانهها ساز
دیوار و درش ز آبرو کن
خمیازه صبح دیرمان شد
این چاک به جرعهای رفو کن
ته جرعه بر آفتاب افشان
بی بوی گلیست مشکبو کن
گنجینه عمر جاودان را
گه جام لقب گهی سبو کن
مژگان بردار و خانه چشم
از گرد نظاره رفت و رو کن
میخانه که دیده نشاط است
از اشک نیاز شست و شو کن
چون کعبه به راه ما فصیحی
شو خانه بدوش و جست و جو کن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.