شمارهٔ ۸۱
نشئهی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
نشئهی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
این نسیمست که از گلشن محنت خیزد
هر زمینی که بر آن پای نهم روز وداع
تا دم محشر از آن آتش حسرت خیزد
بخت ناساز به حدیست که گر افروزم
آتش عشرت از آن دود مصیبت خیزد
رشک در قصد فصیحیست اجل هان بشتاب
نه که از بستر هجران به سلامت خیزد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.