شمارهٔ ۲۶
چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
کدام خون که نه بر خاکش آرزوی تو ریخت
شکست ساغر ما را به سنگ بدنامی
نخست آنکه میحسن در سبوی تو ریخت
به کیش عشق همی خونبهاش باید داد
زمانه خون کسی را که نه به کوی تو ریخت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.