شرم
از پشت میله های قفس گفتم:
از پشت میله های قفس گفتم:
ای درخت!
این عنکبوت ابر
انگار جای تار
دیوار می تند
برگی فشاند و گفت:
خورشید از زیادی خون شرم می کند!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.