راز سخن

تنهایی ِ ماه

در تمام طول تاریکی

در تمام طول تاریکی
سیرسیرکها فریاد زدند :
( ماه ، ای ماه بزرگ ... )
در تمام طول تاریکی
شاخه ها با آن دستان دراز
که از آنها آهی شهوتناک
سوی بالا می رفت
و نسیم تسلیم
به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز
و هزاران نَفَس پنهان ، در زندگی ِ مخفی خاک
و در آن دایرهٔ سیار نورانی ، شبتاب
دقدقه در سقف چوبین
لیلی در پرده
غوکها در مرداب
همه با هم‌ ، همه با هم یکریز
تا سپیده دم فریاد زدند :
( ماه ، ای ماه بزرگ ... )
در تمام طول تاریکی
ماه در مهتابی شعله کشید
ماه
دل تنهای شب خود بود
داشت در بغض طلایی رنگش می ترکید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.