راز سخن

شمارهٔ ۱۸۸

قسم به عزّت و قَدر و مقامِ آزادی

قسم به عزّت و قَدر و مقامِ آزادی
که روح‌بخشِ جهان است نامِ آزادی
به پیشِ اهلِ جهان محترم بُوَد آن کس
که داشت از دل و جان احترامِ آزادی
چگونه پای گذاری به صرفِ دعوتِ شیخ
به مَسلَکی که ندارد مرامِ آزادی
هزار بار بُوَد بِهْ ز صبحِ استبداد
برای دستهٔ پا بسته، شامِ آزادی
به روزگار قیامت به پا شود آن روز
کنند رنجبران چون قیامِ آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز
کشم ز مُرتَجِعین انتقامِ آزادی
ز بندِ بندگیِ خواجه کی شوی آزاد
چو فرخی نشوی گر غلامِ آزادی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.