راز سخن

شمارهٔ ۲۸۵

ندانم از چه رو آشفته حالم

ندانم از چه رو آشفته حالم
چه کردم کز من آزرده ست یارم؟
طبیبم اوست گاهی حال فایز
نمی پرسد که من بیمار دارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.