بخش ۷۳ - در بیان آن کس که دوستی را نشاید
دوست گر باشد زیانکار ای پسر
دوست گر باشد زیانکار ای پسر
رو طمع زان دوست بردار ای پسر
هر که میگوید بدیهای تو فاش
دوست مشمارش بدو همدم مباش
دوستی هرگز مکن با بادهخوار
از چنان کس خویشتن را دور دار
منعمی گر میکند منع زکات
دور از وی باش تا داری حیات
ای پسر از سودخواران دور باش
خصم ایشان شد خدای نور پاش
دورشو زان کس که خواهد از تو سود
گر سر خود بر قدمهای تو سود
آنکه از مردم همی گیرد ربا
زینهار او را نگویی مرحبا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.