راز سخن

بخش ۱ - ابتدا

ابتدا کردم بنام کردگار

ابتدا کردم بنام کردگار
خالق هفت و شش و پنج و چهار
آن خداوندی که هستی ذات اوست
هر دو عالم مصحف آیات اوست
آن خداوندی که آدم را ز خاک
آفرید و داد او را جان پاک
بعد از آنش گفت بحر جود باش
چون ملایک ساجد و مسجود باش
خالق اعظم که آدم را ز بود
هر یکی را در لباسی وا نمود
عرش را بر یاد او بنیاد کرد
خاکیان را عمر او بر باد کرد
شمس را همچون چراغی ساز داد
تا شود روشن بنورش این بلاد
بر نجوم و بر بروج آمد پدید
با عبور و هم عروج آمد پدید
انبیا را در ره کل سر نمود
اولیا را دامن پر زر نمود
انبیاء را داد حکم کن فکن
اولیاء را داد سر لم یکن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.