راز سخن

بخش ۱۲ - الحكایة ‌و التمثیل

بر شره میخورد مجنونی طعام

بر شره میخورد مجنونی طعام
شکر حق میگفت شکری بردوام
کای خداوندی که جان و تن ز تست
شکر تو از من طعام من ز تست
تو طعامم میفرستی ز آسمان
شکر من بر میفرستم هر زمان
میفرست اینجا فرو هر دم طعام
تا منت بر میفرستم بر دوام
واسطه این قوم را برخاستست
قول ایشان لاجرم بس راستست
چون نمیبینند غیری جز مجاز
جمله زو شنوند و زو گویند باز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.