شمارهٔ ۴۵
گل گفت که در خاک چرا ننشینم
گل گفت که در خاک چرا ننشینم
چون از زر خود دست تهی میبینم
زر بر کف دست داشتم باد بریخت
در خاک فتادهام زرم میچینم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.