راز سخن

شمارهٔ ۱۸

تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدم

تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدم
دل را به میانه در کشاکش دیدم
تا روی چوآتش تودیدم از دور
دور از رویت به چشم آتش دیدم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.