راز سخن

شمارهٔ ۳۳

یک ذره چو آن حکم دگرگون نشود

یک ذره چو آن حکم دگرگون نشود
بیمرگ کسی به راه بیرون نشود
خون گشت دلمْ ز خوف این وادی صعب
سنگی بود آن دل که ازین خون نشود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.