راز سخن

شمارهٔ ۴۸

من زین دل بی‌خبر به جان آمده‌ام

من زین دل بی‌خبر به جان آمده‌ام
وز جان ستمکش به فغان آمده‌ام
چون کار جهان با من و بی‌من یکسانسْت
پس من به چه کار در جهان آمده‌ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.