راز سخن

شمارهٔ ۲۹

از بس که در انتظار تو گردون گشت

از بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب،‌ز شفق، در خون گشت
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.