بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل
یکی از بایزید این شیوه درخواست
یکی از بایزید این شیوه درخواست
که هرچیزی که پنهانست و پیداست
ز عرش و فرش و کونین این همه چیست
همه گفتا منم چون مردم از زیست
هر آنگه کین نهاد او هم فروشد
همین عالم همان عالم فروشد
نماند هیچ اگر تو مینمانی
که تو هم این جهان هم آن جهانی
از آنگه باز کین عالم نهادند
بنا بر قالب آدم نهادند
نهادی بوالعجب داری تو در اصل
بلاسی کرده اندر اطلسی وصل
اگر صد قرن میگردی چو پرگار
نیاید وصل گاه تو پدیدار
اگر بر آسمان گر بر زمینی
جزین چیزی که میبینی نبینی
وگر در جوهرت چشمی شود باز
دو عالم بر تو افشانند از آغاز
در آن ساعت که آن چشم آیدت پیش
دو عالم در تو گم گردد تو در خویش
تویی آن جوهری گر میندانی
که برتر زین جهان و آن جهانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.