جواب پدر
پدر گفتش دماغت پُر غرورست
پدر گفتش دماغت پُر غرورست
که این اندیشه از تحقیق دورست
که تا هرنیک و هر بد در نبازی
نباشی عاشقی الّا مجازی
اگر در عشق میباید کمالت
بباید گشت دایم در سه حالت
یکی اشک و دوم آتش سیم خون
اگر آئی ازین سه بحر بیرون
درون پرده معشوقت دهد بار
وگرنه بس که معشوقت دهد کار
اگر آگه نگشتی زین روایت
ترا دایم تمامست این حکایت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.