المقالة الثالث عشر
در آمد چارمین فرزندِ زیبا
در آمد چارمین فرزندِ زیبا
همه آرام و آسایش سراپا
پدر را گفت تا در کایناتم
بصد دل طالب آب حیاتم
اگر دستم دهد آن آب رَستم
وگر نه همچنین بادی بدستم
ز شوقم آتشین شد جان ازان آب
نه خور دارم بروز و نه بشب خواب
ازین اندیشه دل پُر تاب دارم
شدم تشنه هوای آب دارم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.