راز سخن

غزل شمارهٔ ۶۶۸

ای دل و جان زندگانی من

ای دل و جان زندگانی من
غم تو برده شادمانی من
کردم از چشم و دل شراب و کباب
می نیایی به میهمانی من
دو جهان ترک کرده‌ام که توی
این جهانی و آن جهانی من
اندرین باب شعر ای عطار
نیست اندر زمانه ثانی من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.