راز سخن

غزل شمارهٔ ۳۸۷

به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش

به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
سمند شوخ مزاج است، تازیانه مکش
نگویمت که به دل های ریش رحمی کن
شکست قیمت عنبر، به زلف شانه مکش
چنین به آتش گل، عندلیب، در گلشن
به هرزه مشت خسی را به آشیانه مکش
چه کرده اند تذروان بی گناه، ای غیر
بیا و در چمن قدس دام و دانه مکش
هوای تیر تو هر ذره را بود در دل
چو بر نشان بزنی، تیر از نشانه مکش
گرت ز آتش دل نیست لذتی عرفی
بگو که نیم نفس از دل زبانه مکش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.