غزل شمارهٔ ۱۵۵
نازنده جهان از تو به آلایش آفت
نازنده جهان از تو به آلایش آفت
ای آفت آسایش و آسایش آفت
تا دیده فلک شیوه ی آفت گری تو
یک لحظه نپایید ز فرمایش آفت
باید همه آفت شد اگر امت عشقی
راضی نشود عشق یه آلایش آفت
چندان که دلم آفت عشقت طلبد، نیست
در حوصله ی عشق تو گنجایش آفت
آراسته از آفت نازت دل عرفی
ای ناز دل آرای تو آرایش آفت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.