رباعی شمارهٔ ۱۴۲
با یار به بوستان شدم رهگذری
با یار به بوستان شدم رهگذری
کردم نظری سوی گل از بیبصری
آمد بر من نگار و در گوشم گفت:
رخسار من اینجا و تو در گل نگری؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.