غزل شمارهٔ ۱۰۳
هر که او دعوی مستی میکند
هر که او دعوی مستی میکند
آشکارا بتپرستی میکند
هستی آن را میسزد کز نیستی
هر نفس صدگونه هستی میکند
هر که از خاک درش رفعت نیافت
لاجرم سر سوی پستی میکند
دل که خورد از جام عشقش جرعهای
بیخبر شد، شور و مستی میکند
دل چو خواهم باختن در پای او
جان ز شوقش پیش دستی میکند
چند گویی کو جفا تا کی کند؟
ای عراقی، تا تو هستی میکند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.