غزلها
تاریک
خانه تاریک، دل باغ و بیابان تاریکبیتو هر کوچهٔ این شهرک ویران تاریک
آسمان خسته و خورشید ز پا افتادهماهِ آواره به دلگیری زندان تاریک
چه دیاری است دیاری که نباشی تو در آندامن آلودهٔ تکفیر و گریبان تاریک
بی تو دل معبد طوفانزده را میماندآستان ریخته، در سوخته، ایوان تاریک
باده تاریک و گلوگیر، سر نامه سیاهو غم دوزخیِ یار دو چندان تاریک
خزان ١٣٦٩ ه ش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.