فصلِ دگر برایِ فراموشی
تقویمِ سال باز به هم خوردهست
تقویمِ سال باز به هم خوردهست
بربادیِ شکوهِ سپیداران
آغاز گشته و
فصلِ دگر برایِ فراموشی است.
هرچند سال،سالِ پریشانی است
وَ آفتاب،وزنِدگر دارد
و بادِ هرز
زمزمهٔ دیگر
بسیار شاذناله گرفتهستم،
امّا چه سود
فصل
گوری دگر به خاطرِ خاموشی است،
فصلِ دگر برایِ فراموشی است.
۱۳۷۰
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.