راز سخن

شمارهٔ ۷ - در راه کردستان

حشمت الملک آن که عنوانش

حشمت الملک آن که عنوانش
پیش من اینکه خواندمی خانش
روز از صحبتش به تنگم و شب
عاجز از قل قل قلیانش
مزه حرف بی رویه زدن
شیره کرده است زیر دندانش
گاه خواهد کند سکوت ولیک
چانه خارج بود ز فرمانش
راه طهران الی به کردستان
این چه خواهی ز یزد و کرمانش
غرقه در قلزم کثافت را
کی کند پاک آب بارانش
کاش کالسکه راه آهن بود
که بمردیم در بیابانش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.