راز سخن

شمارهٔ ۳۵

دی چشم تو را سِحر مطلق می زد

دی چشم تو را سِحر مطلق می زد
مکر تو رهِ گنبد ارزق می زد
تا داشتی آفتاب در سایه زلف
جان بر صفت ذره معلق می‌زد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.