شمارهٔ ۹۳
سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
شور و غوغای جهان از گنبد مینو گذشت
در چمن سنبل ز خجلت سر به پیش افکنده بود
جانب گلشن مگر بویی ازآن گیسو گذشت؟!
در کمینگاه تغافل چشم او ره میزند
محمل نازش اگر از گوشه ابرو گذشت
دود آه عاشقان فواره بر گردون زند
گر سمند ناز او با جلوه از هرسو گذشت
هرسو مو بر تنم مانند خنجر میشود
گر سر مویی دلم را جز سر آن مو گذشت
آفتاب حسن پنداری که آمد در کسوف
تا سودا پیچ و تاب طرهاش از رو گذشت
تا شدم طغرل ز تیر عشق او وحشت کمین
وحشتم اندر بیابان از رم آهو گذشت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.