شمارهٔ ۶
نزهت کویت برد رونق گلزار را
نزهت کویت برد رونق گلزار را
شهره حسنت درد پرده اسرار را
زخم فراق تو را هیچ به غیر از اجل
چاره نباشد دگر بنده ناچار را!
بیند اگر برهمن طره شبرنگ تو
از خم زلفت کند حلقه زنار را!
نغمه شوقت کند پرده مضراب غم
از بم و زیر جنون زیر و بم تار را!
مسند کوی تراست رتبه اورنگ جم،
کرد قضا قسمتم سایه دیوار را!
مردنم از رشک به باد صبا گر کند
محرم خاک درت دیده اغیار را!
باد تو را آفرین طغرل رنگین سخن،
بلبل گویا تویی گلشن اشعار را!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.