شمارهٔ ۷۳۴
به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش
به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش
سر زنجیر به دست من دیوانه دهی
ای دل از بارش ابر مژه، ترسم که چو سیل
جغد را وعده به ویرانی کاشانه دهی
آشنا را نکنی بهر چه گلچین طمع؟
تو که چون دختر رز، دست به بیگانه دهی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.