راز سخن

شمارهٔ ۷۱۳

دامن آرزویم پر شده از گوهر اشک

دامن آرزویم پر شده از گوهر اشک
باید آورد به کویت که خریدار تویی
از خم زلف سیه، پا ننهادی بیرون
آفتابی که بماند به شب تار، تویی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.