راز سخن

شمارهٔ ۶۹۳

گفتی که در دل تو، نگشود خاطر من

گفتی که در دل تو، نگشود خاطر من
چون خاطرت گشاید؟ در تنگنا نشستی
چون گل تو خوش نشینی، کو حد آنکه گویم
کاین جا چرا نیایی، وانجا چرا نشستی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.