شمارهٔ ۵۲۶
دستم نگشت با گل داغ تو آشنا
دستم نگشت با گل داغ تو آشنا
گلچین بی وقوفم و شرمنده گلم
دل از خیال وصل رخت صدچمن شکفت
آیینه دار موسم آینده گلم
نشناختم که یار کدام است و گل کدام
با آنکه برگ برگ، شناسنده گلم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.