شمارهٔ ۳۸۴
اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی
اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی
طفلی که خودسر افتاد، چون دربدر نباشد؟
پرواز نیستی را، در کار نیست بالی
سیماب در پریدن، محتاج پر نباشد
سختی کش جهان را، راحت رسد ز عقبی
پاسنگ در ترازو، از هر دو سر نباشد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.