شمارهٔ ۲۳۱
مخمور مانده ایم و امید شراب نیست
مخمور مانده ایم و امید شراب نیست
لب تشنه ایم و قسمت ما جام آب نیست
نازم به طرز هند، که در اوجگاه حسن
چون ماه و آفتاب، بتان را نقاب نیست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.