راز سخن

شمارهٔ ۱۹

دردا که بت ستیزه کاری دارم

دردا که بت ستیزه کاری دارم
وز غمزه او جان فگاری دارم
مردم گویند روزگارت چونست
می پندارند روزگاری دارم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.