شمارهٔ ۱۶
دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
دادخواهی ز پی دادرسی افتادست
از من خسته خدا را به تغافل مگذار
که مرا کار به آخر نفسی افتادست
حسرت مرغ اسیری کشدم کز دامی
کرده پرواز و به کنج قفسی افتادست
رفته هوشم ز سر و صبر ز دل، از تو مرا
تا به سر شوری و در دل هوسی افتادست
یار صد حیف که همصحبت غیر است طبیب
گلی افسوس در آغوش خسی افتادست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.