راز سخن

بخش ۲۷ - خبر آوردن خادمه از بر معشوق

از بر آن سرو قد دلنواز

از بر آن سرو قد دلنواز
خادمه آورد دگر بار راز
گفت که بر گو ز من او را سلام
بعد سلامش برسان این پیام
من بدهم کام ترا، غم مخوز
پس طمع از لعل لبانم مبر
لیک برو صبر کن و شاد باش
وز غم این آرزو آزاد باش
عاقبت کار تو نیکو شود
گرچه کشیدی تو غم بی عدد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.