راز سخن

بخش ۱۳۷

ز دیگ ترشی ای، قسام روزی

ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
به جا می کرد ترشی، ای برادر
به ناگه دیدم اندر دیگ ترشی
که گم شد گوشت سربر زد چغندر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.