بخش ۴۰۲ - مرآت الحضره
بود مرآت حضرت بالعلاین
بود مرآت حضرت بالعلاین
تعینها که شد منسوب باطن
شئون باطنی راهست منسوب
صورها زان با کوانست محسوب
پس آمد آن شئون مرآت حضرت
که در اکوان صور را داد رتبت
باینمعنی که صورتهای اکوان
شئون باطنی را ظاهر است آن
وجود با تعین بیمغایر
بصورتهای اکوان گشت ظاهر
ز مرآت به خود این مرایا
حکایت میکنند از دون و والا
زوجه واحدند اینجمله مرآت
تعینهای باطن هم شئونات
شئون مرآت و اکوان ظاهر اوست
نمایان زین مرا یا جمله یکروست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.