بخش ۳۱۴ - عینالحیوه
بود عین الحیوتت باطن حی
بود عین الحیوتت باطن حی
هر آن زان چشمه نوشد جرعه وی
نیابد بر حیاتش ره مماتی
که یابد از حیات حق حیاتی
بود پس زنده هر شیئ بعالم
حیات اوست زین انسان اعظم
چو بر حق زنده هر چیزیست ز اشیاء
که جز او را حیاتی نیست اصلا
هر آدم جلوهگاه اسم حی شد
سبب او بر حیات کل شیء شد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.